
شنبه، نوزدهم نوامبر، یویوما و گروه جاده ابریشم، دو قطعه از سیامک آقایی را در امارات اجرا خواهند کرد. "باد ما را به کجا خواهد برد" ساخته سیامک آقایی و "پرواز ققنوس" با تنظیم سیامک آقایی بر اساس یک آهنگ محلی شمال خراسان، از هفت قطعه ای خواهند بود که در ابوظبی اجرا می شوند.
همانگونه که می دانید؛ یویوما، سرشناس ترین نوازنده ویولنسل حال حاضر دنیاست، که تا به امروز بیشترین تعداد جایزه گرمی (معتبرترین جایزه موسیقی کلاسیک جهان) را از آن خود کرده است. پروژه جاده ابریشم، از ابتکارات این نابغه بزرگ موسیقی است که از سال 1998 تا کنون، فعالیتش را به شکلی مستمر ادامه داده و به جرات می توان گفت که این گروه در قریب به اتفاق سالن های معبتر جهان -به غیر از ایران- بارها آثار ماندگاری را از خود به یادگار گذاشته است!
سیامک آقایی از سال ۲۰۰۰ همکاری خود را با این پروژه به عنوان نوازنده سنتور و آهنگساز آغاز کرده و دو قطعه مذکور از آخرین محصولات هنری این همکاری است.
درباره این قطعات، باید این توضیح مختصر را اضافه کرد که "باد ما را به کجا خواهد برد" یک تریلوژی ۱۸ دقیقه ای از خاطرات شخصی سیامک آقایی از جنگ هشت ساله است و "پرواز ققنوس" که با مضمونی کاملا متفاوت در سه بخش متریک تندشونده تنظیم شده، تداعی کننده پرواز پرنده طرقه به سوی خورشید و در نهایت سوختن در این طریقت است.

از لینک های زیر این قطعات را دریافت کنید:

ما در جواني اعتقاد داشتيم كه تاريخ، سازنده نهايي است و حضور هركس در هرجا، نتيجه يك ناگزيري تاريخي است. گمان ميكرديم به فلان شخصيت هنري يا علمي (هركسي) بها دادن بسيار امري ناموجه است چراكه معتقد بوديم اگر او نبود، تاريخ حتما كس ديگري را با همان وظايف تاريخي خلق ميكرد. بعدها بر اثر خواندنها و تجربيات ديگر دانستيم شايد اين اتفاق در حوزه علمي امري غيرممكن نباشد اما در حوزه هنر، شوخي كودكانهاي بيش نيست. يعني اينكه شاملو، شاملو است و شجريان، شجريان! و هيچ شخص ديگري جاي يك شخصيت هنري را پر نميكند، بحث ارزش و كيفيت كار نيست، بحث منحصربهفرد بودن است.به نظر ميرسد اگر انيشتين و هايزنبرگ در حوزه علمي نبودند پيشرفت تاريخ به مرحله نيازي ميرسيد كه دانشمندان ديگري به موضوع نسبيت و عدم قطعيت ميپرداختند، اما اگرچه زمينهساز خلاقيتهاي هنري، امكانات اجتماعي و تاريخي است ولي براي آفرينش خلاقيت و منحصربهفرد بودن در هنر استعدادي لازم است كه فرد هنرمند را حتي از هنرمند ديگر متمايز ميكند. يعني اگرچه براي پرورش بتهوون چنان محيطي نيازمند است اما در همان كشور بتهوون يگانه ميشود. در ايران نيز دستكم بعد از مشروطيت در عرصه موسيقي سنتي، چه موافق آن نوع موسيقي باشيم يا نه! شاهد بوديم كه كسان زيادي در اين عرصه فعاليت داشتند اما بيگفتوگو در نزد همه اهل معرفت «محمدرضا شجريان» بود كه جمعبند تمام دستاوردهاي موسيقي سنتي شد و به آن، اعتبار و اعتلايي بخشيد. مهم نيست كه ما موافق موسيقي سنتي باشيم يا نباشيم مهم آن است كه آنچه كه در ديدرس ماست، او در اين عرصه منحصربهفرد است. بهويژه كه در سالهاي اخير نشان داد او حضوري زنده و فعال در زندگي روزمره نيز دارد و تپشهاي اجتماعي و فرهنگي در شكلگيري صداي فرد بيتاثير نيست. درحالحاضر او كتاب زنده موسيقي سنتي ايران است كه به وجودش بايد افتخار كرد.
محمد شمس لنگرودی / روزنامه شرق پنجشنبه,31 شهریور 1390
کارتون : سلمان طاهري
+ آنچه را که آیدا سرکیسیان، اکبر اکسیر، جواد مجابی، تهمینه میلانی، منیژه حکمت، داریوش پیرنیاکان، مانی رهنما در روزنامه شرق به شادباش هفتاد و یکمین سالگرد تولد استاد شجریان نوشته اند، از دست ندهید.
+ در هفته ای که گذشت؛ شبکه یورونیوز، یک مصاحبه خوب با استاد شجریان را چندین بار پخش کرد. با حجم 9MB از لینک پایین دانلود کنید. در این مصاحبه چند دقیقه ای: ... همراه شو عزیز/ کنسرت هایم در ایران بی سر و صدا نیست / من همراه نیستم با سیاست و حکومت/ سراغ صداهای بم رفته ام/ این صدای زن است/ نشانی هاست در چشمش/موسیقی برای مردم ، نه برای وکیل و وزیر و رییس جمهور...، را می بینید و می شنوید.